تبليغاتX
به نام خدا که خالق مطلق خوبی هاست
به نام خدا که خالق مطلق خوبی هاست
خیلی زود دیر می شه.
پنجشنبه 25 مرداد1386 12:14

 حسینا من به سودای غمت دیوانه خواهم شد

به روز وصل رویت از همه بیگانه خواهم شد

حسینا آتش عشقت به دل دارم چه غم دارم

به عشقت هم چو مجنون در جهان افسانه خواهم شد   

 

میلاد با سعادت امام عاشقان دو عالم سومین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت بر همه عاشقان این حضرت مبارک. 

نوشته شده توسط فرشته برادران | موضوع: | لينک ثابت |

شنبه 20 مرداد1386 9:34
نزدیکترین افراد به پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم)در روز رستاخیز:

ایشان فرمودند:« نزدیکترین شما فردا در رستاخیز راستگوترین شما امانت پردازترین باوفاترین خوشخوترین و نزدیکترین شما به مردم است.»

آن حضرت همچنین در بیانی دیگر فرمود:« آیا به شما خبر ندهم از آن کسانی که در اخلاق به من مانندتر است؟ » گفتند: آری یا رسول خدا! فرمود:« خوشخوترین و بردبارترین شما و به خویشان خود نیکوکارترین افراد. آنها که در خوشنودی و خشم بیشتر عدل و انصاف را از طرف خود رعایت می کنند.»

نوشته شده توسط فرشته برادران | موضوع: | لينک ثابت |

جمعه 19 مرداد1386 22:40
مبعث بر همه مسلمانان جهان مبارک باد

قال رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم): «بعثت بمکارم الاخلاق و محاسنها»

«من برای احیای مکارم و نیکی های اخلاقی مبعوث شدم»

نوشته شده توسط فرشته برادران | موضوع: | لينک ثابت |

تا حالا با خدا حرف زدی!!.... پنجشنبه 18 مرداد1386 14:30

تا حالا با خدا حرف زدی...!!

 

گفتم: خدای من، دقايقی بود در زندگانيم که هوس می کردم سر سنگينم را که پر از دغدغه ديروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برايت بگويم و بگريم... در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟

 

گفت: عزيزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی، که در تمام لحظات بودنت بر من تکيه کرده بودی، من آنی خود را از تو دريغ نکرده ام که تو اينگونه هستی. من همچون عاشقی که به معشوق خويش می نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم.

 

گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اينگونه زار بگريم؟

 

گفت: عزيزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آيد عروج می کند، اشکهايت به من رسيد و من يکی يکی بر زنگارهای روحت ريختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان، چرا که تنها اينگونه می شود تا هميشه شاد بود.

 

گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟

 

گفت:  بارها صدايت کردم، آرام گفتم از اين راه نرو که به جايي نمی‌رسی، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ، فرياد بلند من بود که: عزيزتر از هر چه هست، از اين راه نرو که به ناکجا آباد هم نخواهی رسيد.

 

گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟

 

گفت: روزيت دادم تا صدايم کنی، چيزی نگفتی، پناهت دادم تا صدايم کنی، چيزی نگفتی، بارها گل برايت فرستادم، کلامی نگفتی، می خواستم برايم بگويی؛ آخر تو بنده من بودی، چاره ای نبود جز نزول درد که تو تنها اينگونه شد که صدايم کردی. 

 

گفتم: پس چرا همان بار اول که صدايت کردم درد را از دلم نراندی؟

 

گفت : اول بار که گفتی خدا آنچنان به شوق آمدم که حيفم آمد بار دگر صدای تو را نشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنيدن خدايی ديگر، من اگر می دانستم تو بعد از علاج درد هم بر خدا گفتن اصرار می کنی، همان بار اول شفايت می دادم.

 

 گفتم: مهربانترين خدا، دوست دارمت.

 

گفت: عزيزتر از هر چه هست، من دوست تر دارمت

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط فرشته برادران | موضوع: | لينک ثابت |

پنجشنبه 18 مرداد1386 14:21
شهادت هفتمين اختر تابناك آسمان امامت و ولايت باب الحوائج امام موسي كاظم (عليه السلام) بر تمامي شيعيان جهان تسليت باد.
نوشته شده توسط فرشته برادران | موضوع: | لينک ثابت |

فرازی کوتاه از صحیفه سجادیه پنجشنبه 18 مرداد1386 14:5

سپاس خدایی را که برای قبض و بسط  اعضا آلات و عضلاتی در بدن ما ترکیب کرد و مارا ار آسایشهای زندگی بهره مند گردانید و اعضایی برای کار در پیکر ما برقرار ساخت و مارا از روزیهای پاکیزه اطعام فرمود و به فضل خود توانگر ساخت و به نعمت خود سرمایه بخشید. سپس مارا به پیروی از اوامر خود فرمان داد تا طاعتمان را بسنجد و از ارتکاب نواهی خود نهی فرمود تا شکرمان را بیازماید. پس از راه امرش منحرف گشتیم و بر مرکب نهیش سوار شدیم با این حال به عقوبت ما شتاب نورزید و در انتقام ما تعجیل نفرمود بلکه به رحمت خود از روی کرم با ما مدارا کرد و به مهربانی خویش از روی حلم بازگشتن ما را انتظار کشید ....

نوشته شده توسط فرشته برادران | موضوع: | لينک ثابت |

پشت درياها/ سهراب سپهري چهارشنبه 17 مرداد1386 14:5

قايقي خواهم ساخت،

خواهم انداخت به آب.

دور خواهم شد از اين خاك غريب

كه درآن هيچكسي نيست كه در بيشه عشق

قهرمانان را بيدار كند.

***

قايق از تور تهي

و دل از آرزوي مرواريد،

همچنان خواهم راند.

نه به آبي ها دل خواهم بست

نه به دريا - پرياني كه سر از آب بدر مي آرند

و در آن تابش تنهايي ماهي گيران

مي فشانند فسون از سر گيسوهاشان.

***

همچنان خواهم راند.

همچنان خواهم خواند:

(( دور بايد شد، دور.

مرد آن شهر اساطير نداشت.

زن آن شهر به سرشاري يك خوشه انگور نبود.

هيچ آيينه تالاري، سرخوشي ها را تكرار نكرد.

چاله آبي حتي، مشعلي را ننمود.

دور بايد شد، دور.

شب سرودش را خواند،

نوبت پنجره هاست.

***

همچنان خواهم خواند.

همچنان خواهم راند.

پشت درياها شهري است

كه در آن پنجره ها رو به تجلي باز است.

بام ها جاي كبوترهايي است، كه به فواره هوش بشري

مي نگرد.

دست هر كودك ده ساله شهر، شاخه معرفتي است.

مردم شهر به يك چينه چنان مي نگرند

كه به يك شعله، به يك خواب لطيف.

خاك، موسيقي احساس ترا مي شنود

و صداي پر مرغان اساطير مي آيد در باد.

***

پشت درياها شهري است

كه در آن وسعت خورشيد به اندازه چشمان

سحر خيزان است.

شاعران وارث آب و خرد و روشني اند.

***

پشت درياها شهري است!

قايقي بايد ساخت.

*****

 

نوشته شده توسط فرشته برادران | موضوع: | لينک ثابت |

هنر سخاوت را بياموز چهارشنبه 10 مرداد1386 17:35

                                        هنر سخاوت را بياموز

 

هستي هم چنان تو را غرق در بركت مي‌كند
هر آنچه به هستي مي‌دهي‌، هزار برابر باز پس مي‌گير
ي
‌;
يك گل هديه مي‌كني و با هزار گل گلباران مي‌شوي‌.
تعلق رها كن‌!
اگر واقعاً در پي ثروتي‌،
اگر مي‌خواهي دنياي دروني سرشاري را داشته باشي‌،
                        هنر سخاوت بياموز.

 

 

نوشته شده توسط فرشته برادران | موضوع: | لينک ثابت |

لينك باكس پنگوين Penguin Linksbox


 
Copyright © 2006 - Site bus: فرشته برادران & Designer: Hessam Sedaghati