«من زنده ام. وقتی که در حال خوردن هستم، هیچ کار دیگری بجز خوردن انجام نمی دهم. اگر در حال پیاده روی بودم، فقط راهپیمایی می کردم. برای اینکه من نه در نیمه گذشته و نه در نیمه آینده زندگی می کنم. و فقط با زمان حال زندگی می کنم. و فقط با زمان حال زندگی کرده و همان است که برای من جالب توجه است. اگر شما بتوانی همیشه در زمان حال باقی بمانی، در این صورت انسان خوشبختی خواهی بود.
زندگی یک میهمانی و یک جشن بزرگ است، برای اینکه آن همیشه و فقط لحظه ای است که ما در حال زندگی کردن می باشیم....
سرّ کار در زمان حال می باشد، اگر شما به زمان حال توجه کنید، می توانید آن را بهبود
ببخشید. و اگر شما زمان حال را بهبود ببخشید، چیزی که بعدا اتفاق بیافتد هم بهتر خواهد
بود. پس آینده را فراموش و هر روز زندگیت را بر طبق آموزشهای ذین و با اعتماد به این امر
که خداوند از فرزندانش (منظور < بنده هایش > می باشد. چون پائولوکوئلیو یک مسیحی
بوده است )مراقبت می کند، زندگی کن. هر روز با خود ابدیت را به همراه می آورد.»
برگرفته از کتاب کیمیاگر اثر پائولوکوئلیو



